

به گزارش ۲٠۲٠، در حالی که طبق آییننامه مصوب سازمان لیگ فوتسال، پنجم مرداد آخرین مهلت اعلام آمادگی و ثبت قراردادهای تیمهای لیگ برتر بود، تیم فوتسال پردیس قزوین تا پایان این مهلت اقدامی برای حضور قطعی در مسابقات انجام نداد؛ اتفاقی که مطابق مقررات باید به حذف این تیم و جایگزینی تیم سیزدهم فصل گذشته، یعنی بهشتیسازه گرگان، منجر میشد. اما تصمیم امروز هیئترئیسه سازمان لیگ، معادلات را تغییر داد؛ تصمیمی که با اعطای ۷۲ ساعت فرصت دوباره به پردیس قزوین، بیش از آنکه یک راهکار اجرایی باشد، موجی از پرسشها را درباره نحوه اجرای قانون به وجود آورده است.
ماجرا از جایی آغاز شد که سازمان لیگ پنجم مرداد را به عنوان آخرین مهلت اعلام آمادگی و نقلوانتقالات تعیین کرد. با پایان این مهلت، پردیس قزوین نه تعهدات مالی خود را انجام داد و نه شرایط حضور قطعی در لیگ را فراهم کرد.
انتظار طبیعی این بود که مطابق آییننامه، تیم از جدول مسابقات کنار گذاشته شود و فرآیند جایگزینی آغاز شود؛ اما در جلسه امروز، هیئترئیسه به جای اجرای مستقیم مقررات، ۷۲ ساعت دیگر به این باشگاه فرصت داد تا شرایط حضورش را فراهم کند.
همین تصمیم، مهمترین سؤال این روزهای فوتسال ایران را شکل داده است؛ اگر پایان مهلت قانونی، پایان مهلت قانونی نیست، پس فلسفه تعیین ضربالاجل چه بوده است؟
مهمترین ابهام، نه اصل کمک به یک باشگاه، بلکه معیار این کمک است. پردیس قزوین طی ماههای گذشته فرصت کافی برای تعیین تکلیف وضعیت خود داشته است. اگر باشگاهی در این مدت نتوانسته الزامات حضور در لیگ برتر را فراهم کند، چه اتفاق ویژهای قرار است ظرف تنها ۷۲ ساعت رخ دهد که در چند ماه گذشته رخ نداده است؟
از سوی دیگر، این پرسش نیز مطرح میشود که آیا اگر چنین شرایطی برای باشگاهی از استانی دیگر پیش میآمد که نمایندهای در هیئترئیسه سازمان لیگ نداشت، باز هم چنین فرصتی در اختیارش قرار میگرفت؟
این پرسش زمانی پررنگتر میشود که حسین باجیوند، رئیس هیئت فوتبال استان قزوین، همزمان عضو هیئترئیسه سازمان لیگ نیز است. هرچند هیچ سندی مبنی بر تأثیرگذاری مستقیم او بر این تصمیم وجود ندارد، اما همین همزمانی میتواند از منظر حکمرانی ورزشی، بحث تعارض منافع را مطرح کند؛ موضوعی که در سالهای اخیر یکی از مهمترین معیارهای شفافیت در مدیریت ورزش حرفهای محسوب میشود.
حتی اگر تصمیم هیئترئیسه کاملاً با حسن نیت و با هدف حفظ تعداد تیمهای لیگ اتخاذ شده باشد، افکار عمومی انتظار دارد معیارهای چنین تصمیماتی شفاف و برای همه باشگاهها یکسان باشد.
در سوی دیگر این ماجرا، بهشتیسازه گرگان قرار دارد؛ تیمی که فصل گذشته با قرار گرفتن در رتبه سیزدهم لیگ برتر سقوط کرد و بر اساس رویه معمول، نخستین گزینه جایگزینی تیم انصرافدهنده محسوب میشود. اگر پردیس پس از پایان این مهلت ۷۲ ساعته نیز نتواند شرایط حضور را فراهم کند، آیا بهشتیسازه گرگان زمان کافی برای آمادهسازی خواهد داشت؟ تشکیل تیم، جذب بازیکن، ثبت قراردادها، هماهنگیهای مالی و آمادهسازی برای حضور در لیگ برتر، فرآیندی نیست که در چند روز انجام شود. بنابراین هر ساعت تأخیر در تعیین تکلیف پردیس، عملاً فرصت آمادهسازی تیم جایگزین را کاهش میدهد.
این همان نقطهای است که منتقدان تصمیم امروز روی آن تأکید دارند؛ اینکه فرصت اضافه دادهشده به یک تیم، ممکن است به قیمت از دست رفتن فرصت تیمی دیگر تمام شود.
البته از نگاه مدیران سازمان لیگ، حفظ تعداد تیمهای لیگ برتر و جلوگیری از ایجاد خلأ در مسابقات، مهمترین دلیل این تصمیم بوده است. آنها ممکن است استدلال کنند که تا آخرین لحظه باید برای حفظ یک تیم لیگ برتری تلاش کرد، زیرا حذف یک تیم میتواند برنامهریزی مسابقات را تحت تأثیر قرار دهد. این استدلال، در ظاهر منطقی به نظر میرسد، اما تنها زمانی قابل دفاع است که برای همه باشگاهها، بدون استثنا، به یک شکل اجرا شود و مبنای حقوقی آن نیز بهصورت شفاف اعلام شود.
موضوع پردیس قزوین دیگر صرفاً یک پرونده مربوط به یک باشگاه نیست؛ این پرونده به آزمونی برای اعتبار آییننامههای سازمان لیگ تبدیل شده است.
اگر قوانین پس از پایان مهلت قانونی قابلیت تغییر داشته باشند، باشگاهها این پیام را دریافت خواهند کرد که مصوبات آیین نامه، الزامآور نیستند و شاید با رایزنی یا تصمیمات بعدی بتوان آنها را تغییر داد. چنین برداشتی، مهمترین سرمایه هر مسابقه حرفهای یعنی «اعتماد به اجرای برابر قانون» را تحت تأثیر قرار میدهد.
از سوی دیگر، اگر پس از پایان این ۷۲ ساعت پردیس همچنان شرایط حضور را نداشته باشد، سازمان لیگ باید علاوه بر معرفی تیم جایگزین، پاسخ روشنی نیز به این پرسش بدهد که چرا فرآیندی که میتوانست چند روز زودتر آغاز شود، به تعویق افتاد و آیا این تأخیر به ضرر حقوق تیم جایگزین نبوده است؟
اکنون همه نگاهها به پایان مهلت ۷۲ ساعته دوخته شده است. اگر پردیس قزوین بتواند در این مدت کوتاه تعهدات خود را انجام دهد، این پرسش همچنان باقی خواهد ماند که چرا این اقدام پیش از پایان مهلت قانونی صورت نگرفت.
اما اگر این باشگاه همچنان از حضور در لیگ بازبماند، سؤال مهمتری مطرح خواهد شد؛ آیا بهشتیسازه گرگان فرصت و شرایط برابر برای بازگشت به لیگ برتر خواهد داشت یا تصمیم امروز، عملاً این تیم را در شرایطی نابرابر قرار داده است؟
سازمان لیگ فوتسال اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند شفافسازی است؛ نه فقط درباره علت اعطای این فرصت ۷۲ ساعته، بلکه درباره مبنای حقوقی این تصمیم و چگونگی رعایت حقوق سایر باشگاهها. زیرا در فوتبال و فوتسال حرفهای، اجرای قانون به اندازه خود قانون اهمیت دارد؛ و هر استثنا، اگر بدون توضیح روشن باشد، میتواند اعتماد به عدالت رقابت را زیر سؤال ببرد.
انتهای پیام/
مطالب مرتبط


