

به گزارش ۲٠۲٠، در تمام نظامهای حرفهای فوتبال جهان، جایگاه تیم ملی یک سرمایه عمومی است؛ سرمایهای که نه متعلق به یک فرد، بلکه متعلق به فوتبال و مردم آن کشور است. به همین دلیل، فیفا و فدراسیونهای معتبر دنیا با حساسیت ویژهای نسبت به هرگونه استفاده شخصی، تبلیغاتی یا تجاری از اعتبار تیمهای ملی برخورد میکنند.
اکنون اما در فوتبال ایران، برگزاری مراسمی در سالن تیمهای ملی با حضور ملیپوشان فوتسال بانوان و اعضای یک آکادمی فوتسال شخصی، پرسشهایی را به وجود آورده که تاکنون فدراسیون فوتبال پاسخی روشن و مستند به آنها نداده است.
آنچه این موضوع را از یک مراسم عادی فراتر میبرد، آن است که مدیریت فنی این آکادمی بر عهده شهرزاد مظفر، سرمربی تیم ملی فوتسال بانوان، است؛ فردی که همزمان مسئولیت هدایت تیم ملی را نیز بر عهده دارد.
بدون تردید، تأسیس یا مدیریت یک آکادمی ورزشی، در چارچوب قوانین، امری مجاز است؛ اما هنگامی که مدیرفنی همان آکادمی، سرمربی تیم ملی نیز باشد و ملیپوشان در برنامههای آن مجموعه حضور پیدا کنند، موضوع دیگر صرفاً یک فعالیت آموزشی نیست، بلکه از منظر تعارض منافع، اخلاق حرفهای، حکمرانی ورزشی و برابری فرصتها قابل بررسی است.
در دستورالعملهای اخلاق فیفا مقررات مربوط به «تعارض منافع» تصریح میکند که اشخاص مشمول این مقررات نباید در موقعیتی قرار گیرند که منافع شخصی یا منافع اشخاص وابسته، بر انجام بیطرفانه وظایف رسمی آنان اثر بگذارد یا حتی ظاهر چنین تعارضی ایجاد شود. این مقررات همچنین تأکید دارد هرگونه تعارض منافع باید افشا و مدیریت شود و در صورت نقض، امکان اعمال ضمانت اجراهای انضباطی نیز پیشبینی شده است.
از سوی دیگر، اساسنامه فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران که در راستای الزامات فیفا تدوین شده است، بر اصول شفافیت، پاسخگویی، سلامت، استقلال و رعایت قواعد حکمرانی مطلوب تأکید دارد و کمیته اخلاق فدراسیون نیز بر اساس همین ساختار، وظیفه رسیدگی به رفتارهایی را دارد که میتواند سلامت و اعتبار فوتبال را تحت تأثیر قرار دهد.
سؤال اینجاست؛ آیا حضور ملیپوشان تیم ملی فوتسال در مراسم آکادمی تحت مدیریت سرمربی تیم ملی، آن هم در سالن تیمهای ملی، میتواند برای آن مجموعه ارزش تبلیغاتی ایجاد کند؟
پاسخ این پرسش را افکار عمومی بهتر از هر کسی میداند.
وقتی نوجوانان و خانوادههای آنان، سرمربی تیم ملی را در کنار ملیپوشان داخل یک آکادمی مشاهده میکنند، طبیعی است که آن مجموعه را دارای اعتبار ویژه، ارتباط نزدیک با تیم ملی و حتی مورد حمایت فدراسیون تلقی کنند؛ موضوعی که میتواند در جذب هنرجویان بیشتر و افزایش اعتبار تجاری آن مجموعه تأثیرگذار باشد.
اگر چنین برداشتی در جامعه ایجاد شود، این پرسش نیز مطرح خواهد شد که آیا سایر آکادمیهای فوتسال کشور نیز از چنین امکانی برخوردار هستند؟
آیا هر آکادمی میتواند سالن تیمهای ملی را در اختیار بگیرد؟
آیا هر مدیر آکادمی میتواند ملیپوشان را برای معرفی مجموعه خود کنار هنرجویان قرار دهد؟
اگر پاسخ مثبت است، فدراسیون باید این امکان را به صورت برابر در اختیار همه قرار دهد؛ و اگر پاسخ منفی است، باید توضیح دهد این مجوز بر چه مبنایی صادر شده است.
در فوتبال حرفهای جهان، استفاده از بازیکنان تیم ملی در فعالیتهای تبلیغاتی، معمولاً تنها در چارچوب قراردادهای رسمی، رعایت حقوق اسپانسرهای فدراسیون و با مجوزهای مشخص امکانپذیر است؛ زیرا اعتبار تیم ملی، دارایی عمومی فوتبال محسوب میشود و نباید این تصور ایجاد شود که این اعتبار در خدمت توسعه یک مجموعه خصوصی قرار گرفته است.
موضوع مهم دیگر، سکوت فدراسیون فوتبال است. تاکنون هیچ توضیح رسمی درباره این پرسشها منتشر نشده است:
حضور ملیپوشان در این مراسم با استناد به کدام دستورالعمل انجام شده است؟
آیا کمیته اخلاق یا سایر ارکان فدراسیون، موضوع تعارض منافع احتمالی را بررسی کردهاند؟
آیا حقوق اسپانسرهای رسمی فدراسیون در این برنامه رعایت شده است؟
آیا سایر آکادمیهای کشور نیز میتوانند از چنین امکانی برخوردار شوند؟
در همه نظامهای حرفهای، اصل بر پاسخگویی است، نه سکوت.
اگر تمامی اقدامات مطابق مقررات انجام شده است، انتشار مجوزها، مستندات و مبانی قانونی، سادهترین راه برای پایان دادن به ابهامات است؛ اما ادامه سکوت، تنها به تقویت شائبه تعارض منافع در افکار عمومی منجر خواهد شد.
پایگاه خبری ۲۰۲۰ بدون پیشداوری درباره وقوع هرگونه تخلف، از کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال، کمیته بازرسی، دبیرکل فدراسیون و هیأترئیسه انتظار دارد در راستای اصول شفافیت و حکمرانی مطلوب، مستندات مربوط به این مراسم را منتشر کرده و به افکار عمومی پاسخ دهند.
در نهایت، مسئله اصلی نه یک آکادمی و نه یک مراسم؛ بلکه صیانت از اعتبار تیم ملی است. جایگاه تیم ملی نباید حتی در معرض این شائبه قرار گیرد که میتواند به ابزاری برای افزایش اعتبار تجاری یا جذب مخاطب برای یک مجموعه خصوصی تبدیل شود. اعتماد عمومی، مهمترین سرمایه فوتبال ایران است و این سرمایه تنها با شفافیت، پاسخگویی و اجرای بیطرفانه مقررات حفظ خواهد شد.
انتهای پیام/
مطالب مرتبط


