

به گزارش ۲۰۲۰، تمدید قرارداد مهدی اسدشیر با گیتیپسند در حالی انجام شده که همزمان نام او دوباره در فهرست دعوتشدگان تیم ملی دیده میشود؛ تصمیمی که این بار بیش از گذشته، علامت سؤالهای جدی را درباره معیار انتخاب به به همراه دارد.
اسدشیر در برخی مقاطع ملی، از جمله رقابتهای همبستگی کشورهای اسلامی، نتوانست تصویر یک مدافع باثبات و کمخطا را ارائه دهد. نوسان در تصمیمگیریهای دفاعی و بعضاً جاگیریهای پرریسک، در چند صحنه به شکل مستقیم روی ساختار دفاعی تیم اثر گذاشت؛ تا جایی که اشتباه فردی برابر افغانستان نیز به یکی از نقاط بحثبرانگیز آن تورنمنت تبدیل شد.
اما سؤال اصلی اینجاست؛ وقتی بازیکنی در سطح ملی هنوز به ثبات لازم نرسیده، چرا چرخه دعوتها همچنان ادامه دارد؟
از سوی دیگر، در باشگاه گیتیپسند نیز شرایط کاملاً ایدهآل برای قضاوت عملکرد او فراهم نبوده است. حضور بازیکنانی مانند محمدحسین درخشانی و علیرضا رفیعیپور و استفاده مقطعی از اسدشیر در پست عقب گیر و بعضاً فلنک، باعث شده دقایق بازی او همیشه در وضعیت پایدار و ثابت نباشد؛ موضوعی که طبیعتاً روی ریتم و آمادگی مسابقه تأثیر میگذارد.
با این حال، همین نکته خود یک تناقض مهم ایجاد میکند: اگر بازیکن در باشگاه فرصت کافی برای رسیدن به ریتم ندارد، آیا دعوتهای مکرر به تیم ملی قرار است این خلأ را جبران کند یا صرفاً یک چرخه تکراری را تثبیت میکند؟
در چنین شرایطی، این پرسش جدیتر از همیشه مطرح است که معیار کادر فنی تیم ملی در پست عقبگیر تا چه اندازه بر اساس فرم فعلی و کارایی در لحظه تعریف میشود و تا چه حد نامها و سابقهها در اولویت قرار دارند.
با این حال، در سوی دیگر ماجرا باید به یک نکته مهم نیز اشاره کرد؛ اینکه وحید شمسایی در اردوی پیشرو که از دهم تیرماه آغاز میشود، تصمیم به دعوت از چند بازیکن جوان گرفته است، اقدامی که میتواند از منظر نگاه به آینده و تزریق انرژی تازه به تیم ملی، قابل تحسین باشد.
در نهایت، مسئله فقط یک بازیکن نیست؛ بلکه الگوی تصمیمگیری است. الگویی که اگر اصلاح نشود، ممکن است در آستانه رقابتهای مهم، دوباره همان سؤال قدیمی را زنده کند: انتخابها بر چه اساسی انجام میشود؛ عملکرد یا...
انتهای پیام /
مطالب مرتبط


