

به گزارش ۲۰۲۰، با اعلام لیست ۲۰ بازیکن دعوت شده به اردوی جدید تیم ملی فوتسال بانوان (۷ تا ۱۳ خرداد، مرکز ملی فوتبال)، بار دیگر بحثهای پردامنهای پیرامون «هویت و ساختار» این تیم به راه افتاده است.
در حالی که شهرزاد مظفر، سرمربی تیم ملی، با حضور اسامی جدید در لیست سعی در نشان دادن مسیری نو دارد و در جدیدترین مصاحبهاش نیز بر این موضوع تأکید کرده، اما با نگاهی عمیقتر به ترکیب مشخص میشود که زیربنای این انتخابها همچنان بر همان ارکان قدیمی و فرسوده استوار است.
تله دعوت مصلحتی؛ وقتی جوانان در سایه کهنهکاران گم میشوند
فلسفه واقعی جوانگرایی، فراتر از یک «لیست مصلحتی» است. جوانگرایی اصولی، مستلزم گذار تدریجی و هدفمند از یک نسل به نسل دیگر است؛ فرآیندی که در آن بازیکنان باتجربه نقش مربی و راهنما را ایفا کرده و بهآرامی جای خود را به نسلهای پرشور میسپارند. اما آنچه در لیست اخیر مشاهده میشود، دعوت همزمان از بازیکنان جوان دهه هشتادی در کنار ستارگانی است که قدمهایشان از چهل سالگی نیز فراتر رفته است.
این ترکیب ناهمگون، از منظر روانشناختی و اجتماعی، چالشی جدی برای انسجام تیم ایجاد میکند. تیم ملی، فراتر از یک مجموعه ورزشی، حکم یک «خانواده» را دارد؛ جایی که پیوند عاطفی و صمیمیت موتور محرک موفقیتهاست. ایجاد پیوند صمیمی و هماهنگی تاکتیکی میان دختران بیست و چند ساله با بازیکنانی که همسن و سال مادران آنها محسوب میشوند، فرآیندی دشوار و گاه غیرممکن است. این شکاف نسلی نه تنها انسجام در زمین و رختکن را تهدید میکند، بلکه از انتقال صحیح تجربه و روحیه جوانی به بدنه تیم نیز جلوگیری مینماید.
«سه تفنگدار»؛ مشعلهای کمفروغ تیم ملی
بزرگترین چالش پیش روی شهرزاد مظفر، گویی عدم توانایی – یا شاید عدم تمایل – به بازنشسته کردن ستارههای خود است. او همچنان ستون اصلی تیم ملی را بر پایه فرزانه توسلی، نسیمه غلامی و فرشته کریمی استوار کرده است.
با وجود اینکه این بازیکنان در سالهای گذشته خدمات شایانی به تیم ملی داشتهاند، اما تکیه بیش از حد و بیقید و شرط بر آنها نشان میدهد که سرمربی حاضر نیست ریسک از دست دادن ثبات کوتاهمدت را برای دستیابی به پایداری بلندمدت بپذیرد.
درسهای نشنیده از جام جهانی؛ تکرار استراتژیهای شکستخورده
تاریخ نشان میدهد که استراتژی «به تعویق انداختن تغییرات» تا چه حد میتواند آسیبزا باشد. پیش از جام جهانی، مظفر با ادعای اینکه تیم ملی فرصتی برای ریسک ندارد و باید به ترکیب جام ملتها تکیه کند، روند جوانگرایی را به پس از تورنمنت موکول کرد. اما نتیجه، تجربهای تلخ و نتایجی ناامیدکننده در سطح جهانی بود.
امروز، با اینکه با وعده تغییر روبرو هستیم، به نظر میرسد دعوت از بازیکنان جدید صرفاً تلاشی برای «بستن دهان منتقدان» و پوشش دادن همان رویکرد سنتی باشد. واقعیت تلخ آن است که از سال ۲۰۱۵ تاکنون، تیم ملی با هر تغییر مربی، تحت بهانه نزدیک بودن تورنمنتها، دوباره به همان ترکیب پیر و آشنا بازگشته و عملیات بهروزرسانی آن ناکام مانده است. در واقع ما با یک «چرخه فرسایش» روبرو هستیم؛ چرخهای که در آن شهامت تغییر اساسی، قربانی ترس از نتایج آنی میشود.
جراحی یا پانسمان؟ مسئله این است
تیم ملی فوتسال بانوان امروز به یک «پانسمان» از بازیکنان جوان نیاز ندارد؛ بلکه نیازمند یک «جراحی ساختاری» است. دعوت از جوانان باید با هدف جایگزینی صورت گیرد، نه صرفاً همنشینی با کهنهکاران. اگر روزی نرسد که مدیریت فنی جسارت بازنشسته کردن ستارهها و اعتماد به نسلهای نو را پیدا کند، دربهای تیم ملی همچنان بر همان پاشنههای فرسوده خواهد چرخید و در نهایت، زیر بار سنگین عدم پشتوانهسازی فرو خواهد ریخت.
لازمه این دگرگونی، تغییر در ذهنیت سکانداران تیم – به ویژه سرمربی – در خصوص روند چند سال اخیر تیم ملی است. ما ابرقدرت آسیا بودیم، سپس به قدرت اول بدل شدیم و اکنون فقط در جمع تیمهای مدعی هستیم. ژاپن، تایلند، ویتنام، اندونزی و... با سرعتی دوچندان در حال پیشرفت هستند و هر چه دیرتر نسبت به این واقعیت آگاه شویم، فاصله ما با فوتسال روز دنیا بیشتر خواهد شد.
انتهای پیام/
مطالب مرتبط


