

به گزارش ۲۰۲۰، در دنیای حرفهای ورزش، مرز میان «موفقیت فردی مربی» و «کارکرد سیستم مدیریتی» گاه آنچنان باریک میشود که تشخیص حقیقت، نیازمند نگاهی فراتر از ترازوی نتایج است. باشگاه گیتیپسند از زمان تاسیس در سال ۱۳۸۹ تاکنون با هفت قهرمانی رکورددار لیگ برتر فوتسال است و در سه سال اخیر، با کسب سهگانه قهرمانی، نه تنها به سطح یک تیم ورزشی بلکه به الگویی از مدیریت تخصصمحور تبدیل شده است. اما پرسش بنیادین این است: آیا این سهگانه، حاصل نبوغ محمد کشاورز است یا ثمره بستری است که مدیریت گیتیپسند برای او فراهم کرده؟
مدیریت؛ سپرِ بلای تیم در برابر حاشیهها
شعار «فراتر از یک باشگاه» در گیتیپسند، نه یک جمله تبلیغاتی بلکه یک استراتژی عملیاتی است. تمایز اصلی این باشگاه، توانایی خیرهکننده در «کنترل محیط» است. از مدیریت هوشمندانه پرونده دیدار تیمش مقابل سفیرگفتمان در فصل ۱۴٠۳ تا محرومیت علیرضا رفیعیپور مقابل پالایش نفت اصفهان در فصل ۱۴٠۴ و تبدیل آن به حکم تعلیقی پیش از بازیهای سرنوشتساز با مس سونگون، و مهار حواشی در تقابلهای پرفشار «الکلاسیکوی فوتسال»؛ همه اینها نشان میدهند که در گیتیپسند، «نظم» بر «هیجان» مقدم است. حتی رکورد بیسابقه تیم در عدم دریافت کارت زرد، بخشی از همین فرهنگ مدیریت بحران است که فضا را برای تمرکز فنی پاکسازی میکند.
اصفهان؛ میراثدار مدیران کار آزموده
تاریخ ورزش ایران نشان داده موفقیتهای ماندگار در قطبهای ورزشی مانند اصفهان (سپاهان و گیتیپسند) مدیون مدیرانی است که «ساختار» را بر «شخصیت» مقدم میدانند. آنها بستری میسازند که مربی تنها به فکر تاکتیک باشد، نه درگیر کمیته انضباطی یا جنجالهای رسانهای.
کشاورز و پارادوکسِ «زیدانِ فوتسال»
برخی از تحلیلگران رسانه، با نگاهی رمانتیک، مسیر محمد کشاورز را با زینالدین زیدان مقایسه میکنند؛ مردی که علیرغم دوران پرافتخار به عنوان بازیکن ولی بدون پیشینه مربیگری درخشان، با تکیه بر اسکواد کهکشانی رئال مادرید، سه قهرمانی پیاپی در لیگ قهرمانان اروپا را تجربه کرد. اگرچه این قیاس از نظر تاریخی مخدوش است، اما از منظر «تجهیزات» یک شباهت کنایهآمیز دارد. همانطور که فتح UCL برای زیدان با حضور ستارگانی چون رونالدو، بنزما، کروس و مودریچ، مأموریتی در دسترس بود، کسب سهگانه برای کشاورز نیز در حضور بازیکنانی که شاکله اصلی تیم ملی را تشکیل می دهند بسیار راحتتر از دستیابی به این افتخارات در هر باشگاه دیگری است، البته عملکرد ضعیف راگا شهرری با هدایت کشاورز و کسب رتبه پنجم در گروه هفت تیمی در دور اول مسابقات لیگ برتر فصل ۱۴۰۰، مهر تاییدی بر این موضوع است.
حقیقت تلخ اما روشن است: کشاورز با حضور در این باشگاه رزومه خود را «بهروز» کرد، نه لزوماً باشگاه را «ارتقا» داد. گیتیپسند، پیش و پس از کشاورز، یکی از ابرقدرتهای فوتسال ایران بوده و خواهد بود.
نقد مربی؛ در جستجوی میراث
با این حال، نباید نقاط خاکستری را نادیده گرفت. یکی از آسیبهای جدی مسیر کشاورز، اولویت دادن نتیجه فوری بر پرورش استعدادهای جوان است. در حالی که ساختار باشگاه آمادگی حمایت از نسل جدید را دارد، انتخاب گزینههای خارجی مانند دروازهبان افغانستانی به جای سرمایهگذاری روی استعدادهای داخلی، میتواند به معنای «مصرف ظرفیت تیم برای نتایج فوری» باشد و نه «ساختن آینده فوتسال ایران».
در نهایت، سهگانه گیتیپسند دستاوردی ارزشمند در تاریخ لیگ برتر است، اما نباید فراموش کرد که در این نمایش باشکوه، کارگردان اصلی، مدیریت مدبر و آرام پشتپرده همچون علیرضا جنتی، محمدحسین عراقی زاده و پوریا جنتی بودند که صحنه را از آشفتگی و تنش پاک کردند تا بازیگران تنها بر پیروزی تمرکز کنند.
انتهای پیام /
مطالب مرتبط


