مس سونگون قهرمانی فوتسال ایران را با اختلاف یک امتیاز از دست داد؛ فاجعه‌ای که ریشه در بی‌ثباتی درون دروازه داشت. مهدی رستمی‌ها، سنگربان ملی‌پوش تیم، با محرومیت کودکانه در بازی رفت و عملکرد فاجعه‌بار در بازی برگشت برابر گیتی‌پسند، تبدیل به «بار خاطر» تیم شد تا ثابت شود در تیم‌های مدعی، دروازه‌بان مطمئن «ضرورت اول» است، نه یک انتخاب لوکس.
دروازه‌بانی که به جای «یار شاطر»، «بار خاطر» شد؛ روایتی از یک فاجعه‌ی آرام در قلب دروازه‌ی مس سونگون

به گزارش ۲۰۲۰، در جهان فوتبال و فوتسال، لبه‌ی تیز قهرمانی و سقوط، گاه به باریکی یک واکنش دهم‌ثانیه‌ای، یک اشتباه غیرقابل‌بخشش یا یک تصمیم نسنجیده است. تیم‌های بزرگ نه با قدرت مطلق، که با میزان تاب‌آوری در لحظات فروپاشی سنجیده می‌شوند. مس سونگون، ویترینِ پرافتخار فوتسال ایران، این فصل یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های تاریخ خود را زیست: از دست دادن جام، نه با اختلاف فاحش، نه در یک باخت سنگین، بلکه با فاصله‌ی یک امتیاز؛ آن‌هم در شرایطی که بوی قهرمانی به مشام می‌رسید.

در ماجرای افول مس سونگون، نمی‌توان بحران‌های مدیریتی و حاشیه‌های فرهاد فخیم را نادیده گرفت؛ حواشی که تمرکز تیم را در حساسترین برهه فصل متلاشی کرد. اما اگر هراسانه‌تر و فنی‌تر نگاه کنیم، مهلک‌ترین زخم مسی‌ها جای دیگری است: «درون دروازه». جایی که مهدی رستمی‌ها، سنگربان ملی‌پوش تیم، آنقدر لرزان ظاهر شد که تبدیل به یکی از دلایل اصلی زمین‌خوردن تاج‌وتختِ تبریز شد.

مس سونگون در این فصل، دو ال کلاسیکوی مرگ‌ومراتی برابر گیتی‌پسند را باخت؛ دو نبردی که در هر دو، نقطه‌ی عزیمت باخت، همان دروازه بود.

 در بازی رفت، رستمی‌ها با دریافت کارت «کودکانه» و محرومیتی که حاصلِ کم‌تجربگی محض بود، تیمش را بدون سنگربان اصلی در حساسترین بازی نیم‌فصل رها کرد. همان غیبتِ به ظاهر ساده، زنجیره‌ای از واگذاری امتیازات حیاتی را کلید زد.

 اما در بازی برگشت، فاجعه به اوج رسید. عملکرد رستمی‌ها چنان فاجعه‌بار و ناامیدکننده بود که هرگونه هواداری یا تحلیل فنی را به سخره گرفت. شبی که تیم علی افضل به یک «عصای مطمئن» درون دروازه نیاز داشت، رستمی‌ها نه تنها عصا نشد، که خود به سنگِ آب‌سنگینی تبدیل شد که امیدهای قهرمانی را یکی‌یکی زیر آب برد. دریافت گل‌های پرشمار در لحظاتی که نیاز به «سنگر» بود، تردید را به یقین تبدیل کرد: این دروازه‌بان، بیش از آنکه راه‌حل باشد، بحران بود.



در سوی مقابل، سینا پرکاس دیگر سنگربان مس در نیم فصل دوم در دیدارهایی که به میدان رفت، عملکردی آرام، حساب‌شده و بسیار قابل‌قبول ارائه داد. مقایسه‌ای که این پرسش را بی‌پاسخ می‌گذارد: چرا یک دروازه‌بان ملی‌پوش، این‌قدر شکننده و غیرقابل‌اعتماد از آب درآمده است؟

مهم‌ترین رستگاریِ رستمی‌ها در این فصل، مهار پنالتی مقابل اندونزی در فینال جام ملت‌ها بود. همان یک لحظه که نشان داد او توانِ حضور در سطح اول را دارد. اما این «درخشش نقطه‌ای» در فوتسال حرفه‌ای، هرگز نمی‌تواند جانشین «ثبات روانی و فنی» در لحظات سرنوشت‌ساز شود. قهرمانی با دو مهار پراکنده ساخته نمی‌شود، بلکه با نلرزیدن در طوفان ساخته می‌شود.

مس سونگون، قهرمانی را با اختلافِ یک امتیاز از دست داد. یک امتیاز؛ به اندازه‌ی یک واکنش اشتباه، یک خروج نابجا، یک محرومیت کودکانه. باشگاه مس در این فصل درسِ تلخی از مدیریت بحران و بهایِ بی‌ثباتی در حساس‌ترین پست زمین گرفت. برای تیمی که برای فتح قله ساخته می‌شود، دروازه‌بانِ قابل‌اعتماد «گزیده» نیست؛ «ضرورتِ اول» است.

رستمی‌ها، با تمام استعداد بالقوه‌اش، در این فصل هیچ‌گاه آن آرامشِ تاریخیِ دروازه‌بانانِ بزرگ را به تبریز هدیه نداد. حالا شنیده می‌شود عملکرد ضعیف او دیگر غیرقابل‌تحمل بوده و دروازه‌بان تیم ملی، بیش از هر زمان دیگری به درهای خروجی باشگاه نزدیک شده است.

انتهای پیام/



مطالب مرتبط