

به گزارش ۲۰۲۰، در دنیای ورزش، رسیدن به سطح اول رقابتها تنها نیمه راه است؛ نیمه دوم و دشوارتر، حفظ جایگاه و مدیریت هوشمندانه در عرصههای پرچالش است. تیم فوتسال «بهشتیسازه گرگان» که با خرید امتیاز ماهوت شمال در دور نهایی لیگ دسته اول فصل ۱۴٠۳، با بلندپروازیهای فراوان قدم به لیگ برتر گذاشت، اکنون با تلخترین روایت ممکن، داستان خود را در این سطح به پایان رساند.
بهشتیسازه در حالی با سقوط به لیگ یک روبهرو شد که تنها یک امتیاز با تیم دوازدهم جدول فاصله داشت. این اختلاف ناچیز در جدول، گواه آن است که اگر تدابیر مدیریتی دقیقتر و برنامهریزیهای استراتژیک در سطح باشگاه اجرا میشد، این تیم میتوانست نه تنها بقا را تضمین کند، بلکه جایگاه خود را در میانه جدول نیز تثبیت نماید. اما آنچه در این فصل شاهد بودیم، فراتر از یک شکست فنی در زمین بازی بود؛ ما شاهد فروپاشی ساختاری یک باشگاه بودیم.
بحران اصلی بهشتیسازه، نه در تاکتیک مربیان و نه در توانایی بازیکنان، بلکه در بطن مدیریت باشگاه نهفته بود. باشگاهی که فاقد چارت مدیریتی مشخص و ساختار سازمانی استاندارد است و تمامی تصمیمات حیاتی آن، صرفاً بر پایه اراده و تصمیمات فردی مدیرعامل اتخاذ میشود، محکوم به آزمونهای دشوار و شکستهای ناشی از پیشبینیناپذیری است.
در مدیریت ورزشی مدرن، اتکا به «فرد» بهجای «سیستم»، ریسکی است که پیامدهای آن همیشه برای کل مجموعه اثرگذار خواهد بود.
باشگاهی که در اقدامی عجیب در اوج نتایج درخشان، برای تعدادی از بازیکنان کلیدی و تاثیرگذار خود رضایت نامه صادر کرد تا سومین مربی وقت پس از احمد شفیعی و فرهاد کشاورز یعنی محسن خبیری با چهره های جوانتر راهی جنگ بقا شود.
از طرفی نقطه اوج این بحران و شاید مصداقی از مشت نمونه خروار هنرنماییهای مدیریتی این باشگاه، در ماجرای سفر تیم به شهر سیرجان رقم خورد. بازی که حکم مرگ و زندگی برای بهشتی سازه داشت.
وعدهای که برای پرداخت بخشی از مطالبات معوقه بازیکنان به آنها داده شد تا انگیزهشان برای دیدار برابر گهرزمین حفظ شود اما در نهایت با خلف وعده مواجه گشت. این اتفاق نه تنها آرامش روانی تیم را بر هم زد، بلکه منجر به اعتراض آشکار و ترک اردوی تیم توسط دو تن از بازیکنان شد؛ اتفاقی که نشاندهنده گسیختگی پیوند میان مدیریت و بازیکنان بود.
سقوط بهشتیسازه، تنها سقوط یک تیم از لیگ برتر نیست؛ این اتفاق، همزمان با فروپاشی رویاهای هواداران وفادار گرگان، از دست رفتن فرصتهای توسعه فوتسال در این شهر و در نهایت، به باد رفتن بلندپروازیهای مدیریتی یک شخص، رقم خورده است.
اکنون باید منتظر ماند و دید که آیا این سقوط، درس عبرتی برای مدیریتهای آینده خواهد بود یا چرخه تصمیمات فردمحور، بار دیگر فوتسال این منطقه را به چالش خواهد کشید.
انتهای پیام /
مطالب مرتبط


