احسان محمدی - به گزارش ۲٠۲٠، در هر کشوری مکانهایی هست که به خاطره دستهجمعی افراد تبدیل میشوند، دوست دارند آنجا را از نزدیک ببیند، عکس یادگاری بگیرند و بعد به دیگران نشان بدهند که من اینجا را از «نزدیک» دیدهام. حرم امام رضا (ع)، تخت جمشید، سی و سه پل، میدان آزادی، امیرچخماق یزد، باغ ارم، دریای خزر و ... برای فوتبالیها بدون شک «استادیوم آزادی» یکی از همین مکانهاست و برای عاشقان فوتسال، والییال و کُشتی هیچجایی تالار 12 هزار نفری آزادی نمیشود ...
از دلم نمیآید بنویسم، «نمیشد!» هنوز آنچه به چشم دیدم را باور کنم، یا حتی وقتی عکسها و ویدیوها را مرور میکنم به خودم میگویم «نه! امکان ندارد!» این فقط بمباران و تخریب یک ساختمان ورزشی نبود، قتل و عام خاطرات ما بود ...
با آنکه مسابقات گل کوچک همیشه در گوشه گوشه ایران برگزار میشد، فوتسال ایران از جام جهانی 1992 هنگکنگ و کسب مقام چهارم آسیا با محمد مایلیکهن و بازیکنانی چون بهزاد غلامپور، صادق ورمزیار، اصغر اکبری، محمود سجادی، محسن گروسی، اکبر یوسفی، سیدمهدی ابطحی، مجید صالح، آرش نوآموز، علیاصغر مدیرروستا، سعید رحبی و حمیدبابازاده نامش در رسانههای بینالمللی بر سر زبانها افتاد و کم کم واژه «فوتسال» به جای «فوتبال داخل سالن» جایش را باز کرد.
نقطه عطف همهگیر شدن فوتسال در ایران اما پخش تلویزیونی مسابقات جام رمضان بود که در سالن 12 هزار نفری آزادی برگزار میشد. جایی که استقلال، پرسپولیس، پاس و ... هم با ترکیبی از بازیکنان زمین چمن که ترکیب اصلی تیم ملی را تشکیل میدادند به سالن آمدند و کاری کردند که هزاران نفر شبانه به سالن 12 هزارنفری آزادی بیایند و میلیونها نفر در برنامههای ورزشی کم تعداد آن روزگار این مسابقات را ببینند و از مهارتهای تکنیکی بازیکنان، سرعت بازی، رد و بدل شدن گلهای زیاد این رشته ورزشی لذت ببرند.

عکس از مجتبی جانبحش
حالا دیگر فوتسال و سالن 12 هزارنفری آزادی مثل دوقلوهای به هم چسبیده چنان به هم گره خورده بودند که امکان تفکیک آنها از هم وجود نداشت. تیم ملی فوتسال زیر نظر محمدحسن انصاریفر و بعد حسین شمس کمکم رو به انتخاب بازیکنانی آورد که صرفاً سالنیباز بودند، ایران میزبان جام ملتهای آسیا شد و همه با شعبدهبازی محمدرضا حیدریان، وحید شمسایی، علی صانعی، سیامک داداشی و دیگر ستارگان آن نسل سرمست از لذت بازی با توپ میشدند. جایی که بازیکنان ایران حریفان را با نتایج دو رقمی چنان درو میکردند که تماشاگران نه صرفاً برای دیدن رقابت بلکه برای دیدن جشنواره گل و تکنیک به این بهشت کوچک میآمدند. جایی که سال 1353 برای بازیهای آسیایی ساخته شد و دههها مثل نگینی درخشان در ورزش ایران و آسیا چشمها را به خود خیره کرد.

تماشاگران در این مجموعه برای چند نسل شاهد درخشش ستارههای کُشتی در بازیهای جهانی و آسیایی بودند، قدم به قدم رشد و پیشرفت والیبال و بسکتبال ایران را اینجا دیدند و جشن گرفتند و البته که فوتسال کاری کرد که هر کدام از بچههای نسل ما در هر گوشه ایران آرزو کند کاش یک روز، فقط یک بار روی این صندلیهای براق و رنگارنگ، زیر آن نور مسحورکننده و در آن معماری بینظیر یک مسابقه را از نزدیک ببیند. هر بار که با بازیکنان نسل جدید تیم فوتسال مینشستم و حرف از تاریخچه این رشته میشد به آنها میگفتم انشاالله یک روز در سالن 12 هزارنفری آزادی بازی میکنید و لذت واقعی فوتسال را میچشید ... حیف که نشد! جنگ، تشنگان خون و رویابافان سادهلوحی که گمان میکنند بمب و موشک با خودش «آزادی!» میآورد، قاتل ورزشگاه 12 هزارنفری «آزادی» شدند. یک بمباران هولناک در آغاز روز 14 اسفند آن همه زیبایی را به تلی از خاکستر تبدیل کرد.
این بخت را داشتم که دو دوره جام ملتهای فوتسال آسیا را در این سالن ببینم. مرور آن لحظات در این روزها که هنوز سایه شوم جنگ از سر ایران عزیز برطرف نشده خالی از لطف نیست:
سال 2001
سومین دوره جام ملتهای فوتسال آسیا به میزبانی مجموعه 12 هزارنفری آزادی برگزار شد، ایران در گرو A مسابقات اول 16-0 فلسطین را شکست داد، بعد 28-0 سنگاپور را در هم کوبید، چین تایپه 10-1 مغلوب سفیدپوشان ایران شد و ژاپن را 8-4 از پیش رو برداشتیم تا در مرحله حذفی رویاروی کویت قرار بگیریم، تیمی که با نتیجه 18-2 مغلوب ما شد. دو روز بعد ژاپن را 8-2 شکست دادیم تا در دیدار فینال مقابل ازبکستان قرار بگیریم. فینالی که با پیروزی 9-0 ایران به اتمام رسید و سومین قهرمانی پی در پی به دست آمد.
در آن مسابقات امیر فراشی، منصور مولایی، رضا ناصری، محمدرضا حیدریان، علی صانعی، محمد هاشمزاده، احمد پریآذر، کاظم محمدی، مجید رئیسی، حمید شاندیزی، وحید شمسایی، سیامک داداشی، مجتبی معینی و مجید ملازم زیر نظر ویکتور هرمانس هلندی برای ایران به میدان رفتند و وحید شمسایی با 31 گل زده آقای گل مسابقات شد.