اظهارات اخیر شهرزاد مظفر درباره جوان‌گرایی و توسعه فوتسال زنان، در حالی مطرح می‌شود که عملکرد تیم ملی در جام جهانی فیلیپین، تناقض‌های جدی در انتخاب بازیکنان و بحث تعارض منافع، پرسش‌های اساسی درباره رویکرد فنی و مدیریتی کادر فنی ایجاد کرده است.
حضور همزمان در تیم ملی و لیگ؛ تناقض‌گویی‌های مظفر و آسیبی که فوتسال زنان می‌بیند

به گزارش پایگاه خبری ۲۰۲۰، شهرزاد مظفر، سرمربی تیم ملی فوتسال زنان ایران، در تازه‌ترین مصاحبه خود از برنامه‌ای جدی برای جوان‌سازی تیم ملی سخن گفته و تأکید کرده است که لیگ برتر به‌تنهایی نمی‌تواند نیاز تیم ملی به بازیکنان جوان را برآورده کند. او همچنین از تمرکز بر رده‌های پایه و استعدادیابی استانی خبر داده و هم‌زمان اعلام آمادگی کرده است که در صورت موافقت فدراسیون، هدایت یک تیم لیگ برتری را نیز بپذیرد.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که تیم ملی ایران در نخستین جام جهانی فوتسال زنان در فیلیپین، با حذف در مرحله گروهی و تنها یک پیروزی مقابل پاناما، نتوانست انتظارات را برآورده کند. نکته‌ای که بیش از همه جای سؤال دارد این است که به‌جای پذیرش بخشی از مسئولیت این ناکامی، مظفر تلاش کرده نتیجه ضعیف به‌دست‌آمده را با دلایل مختلف توجیه کند؛ ادعایی که به باور کارشناسان، بیشتر پوششی برای ضعف در عملکرد و برنامه‌ریزی است.



تناقض در ادعای جوان‌گرایی

مظفر مدعی است که مسابقات رده‌های پایه را زیر نظر دارد و در ماه‌های آینده انرژی اصلی خود را بر بازیکنان جوان متمرکز خواهد کرد. اما واقعیت آن است که تمام لیگ‌های پایه فوتسال زنان ایران در فصل جاری به پایان رسیده‌اند و در حال حاضر تنها لیگ برتر و دسته یک در جریان است. این پرسش جدی مطرح می‌شود که چرا سرمربی تیم ملی حتی یک بازی از این رقابت‌ها – به‌جز لیگ برتر – را از نزدیک تماشا نکرده و اکنون که فرصت طلایی از دست رفته، به این رده‌ها استناد می‌کند؟ این رویکرد، بیش از آنکه نشانه برنامه‌ریزی دقیق باشد، به توجیه عدم توجه به‌موقع به استعدادها شباهت دارد.

علاوه بر این، اگر جوان‌گرایی واقعاً در اولویت قرار داشت، چرا در انتخاب ترکیب تیم ملی اعزامی به جام جهانی فیلیپین، چشم بر ستاره‌های جوان و درخشان لیگ برتر بسته شد؟ بسیاری از بازیکنان مستعد لیگ برتر که عملکردی چشمگیر داشتند، از کاروان اعزامی بازماندند و تیم با میانگین سنی بالا راهی رقابت‌ها شد. در چنین شرایطی، سخن گفتن از تمرکز بر بازیکنان جوان رده‌های پایه – آن هم پس از پایان مسابقاتشان – بیشتر به شوخی می‌ماند؛ بازیکنان جوان لیگ برتر کنار گذاشته شدند تا تیم با بازیکنان مسن به جام جهانی اعزام شود.

تعارض منافع در مربیگری همزمان

یکی از بخش‌های بحث‌برانگیز اظهارات مظفر، اعلام آمادگی برای پذیرش هم‌زمان هدایت یک تیم لیگ برتری است؛ رویکردی که یادآور دوران منسوخ‌شده دهه ۹۰ میلادی در فوتبال حرفه‌ای جهان بوده و سال‌هاست به دلیل ایجاد تعارض منافع آشکار، کنار گذاشته شده است.

در فوتبال ایران نیز تجربه‌های تلخی از این مدل وجود دارد؛ از جمله دوران علی پروین و مرحوم منصور پورحیدری که هم‌زمان تیم ملی و باشگاه‌های بزرگ را هدایت می‌کردند و این مسئله زمینه انتقال بازیکنان برتر لیگ به تیم‌های تحت مدیریت خود را فراهم می‌ساخت. پذیرش دو مسئولیت سنگین، نه‌تنها عدالت رقابتی در لیگ را مخدوش می‌کند، بلکه تمرکز مطلق بر تیم ملی را نیز زیر سؤال می‌برد. کارشناسان هشدار می‌دهند که چنین اقدامی می‌تواند روند توسعه فوتسال زنان را با خطرات جدی مواجه کند.



البته و متأسفانه در فوتبال بانوان ایران نیز چنین رویکردی در حال اجراست و جعفری، سرمربی تیم ملی، هم‌زمان هدایت خاتون بم را بر عهده دارد؛ موضوعی که شائبه‌های فراوانی را ایجاد کرده و بررسی آن از حوصله این بحث خارج است.

کارنامه‌ای نه‌چندان پربار

بررسی کارنامه مظفر در عرصه مربیگری تیم‌های ملی نیز نشان‌دهنده دستاوردهای محدودی است. قهرمانی جام ملت‌های آسیا در سال ۲۰۱۸، عمدتاً مرهون ساختارسازی و هدایت‌های علی صانعی به‌عنوان مدیر فنی بود. همچنین در دوره طولانی مربیگری تیم ملی کویت، بدون ایجاد زیرساخت و پایه‌ریزی پایدار، نتایج قابل‌توجهی به‌دست نیامد.

عملکرد اخیر در جام جهانی فیلیپین نیز نتوانست امیدها را برآورده کند؛ جایی که مظفر عنوان کرده است در حضور قدرت‌هایی چون برزیل و ایتالیا نباید انتظار صعود داشت. با این حال، کارشناسان معتقدند که با سپردن سکان هدایت به او، روزنه‌های امید برای نتیجه‌گیری معنادار در نخستین حضور تاریخی ایران کم‌رنگ شد؛ به‌ویژه با تاکتیک‌های نامناسب، عدم به‌کارگیری اصول ابتدایی در مدیریت روانی تیم – به‌خصوص در دیدار مقابل ایتالیا – و عدم اجرای واقعی جوان‌گرایی در ترکیب تیم اعزامی.

نیاز به اقدامات عملی، نه توجیه

فوتسال زنان ایران سرشار از استعداد است، اما بیش از هر چیز به برنامه‌ریزی کلان و تمرکز بی‌تعارض بر توسعه رده‌های پایه نیاز دارد. اظهارات اخیر مظفر، هرچند با ظاهری خیرخواهانه همراه است، نمی‌تواند خلأهای ساختاری، نتایج ضعیف و تناقض‌های آشکار در رویکرد جوان‌گرایی را پنهان کند.

اکنون زمان آن رسیده است که به‌جای توجیه‌های دیرهنگام، اقدامات عملی، شفاف و پاسخ‌گو برای ارتقای واقعی این رشته در دستور کار قرار گیرد.

هرچند کنار گذاشتن مظفر از تیم ملی می‌توانست یکی از بهترین تصمیم‌های مهدی تاج باشد تا مسیر برای مربیان جوان و بادانشی همچون شریف و دیگران باز شود، اما متأسفانه در این زمینه نیز می‌توان انتقادهای جدی را متوجه رئیس فدراسیون دانست.



مطالب مرتبط


  • برچسب ها: