
به گزارش ۲۰۲۰، با پایان دیدارهای روز نخست هفته دهم لیگ برتر فوتسال، گهرزمین سیرجان همچنان بر بلندای جدول ایستاده و پالایش نفت بندرعباس، فولاد هرمزگان، پالایش نفت شازند، مس سونگون و پالایش نفت اصفهان در تعقیب صدرنشین هستند؛ جدولی که حضور پررنگ نامهای صنعتی و شرکتمحور را در شش جایگاه نخست به نمایش میگذارد.
شش تیم نخست جدول، با وجود تفاوت در ساختار مدیریتی، منابع مالی و شیوه اداره، یک وجه مشترک قابلتوجه دارند: پیوند با مجموعههای صنعتی و اقتصادی بزرگ. گهرزمین با مجموعه معدنی، پالایش نفت بندرعباس و اصفهان با صنعت نفت، فولاد هرمزگان با صنعت فولاد، پالایش نفت شازند با مجموعه پالایشی و مس سونگون با صنعت مس شناخته میشوند.
این شباهت پرسشی فراتر از نتایج مسابقات ایجاد میکند: آیا برخورداری از پشتوانه یک صنعت بزرگ، به یکی از مزیتهای تعیینکننده در فوتسال ایران تبدیل شده است؟ پاسخ به این پرسش را نمیتوان صرفاً از روی جدول صادر کرد؛ جایگاه تیمها حاصل مجموعهای از عوامل فنی، مدیریتی، جذب بازیکن، برنامهریزی و منابع مالی است. همچنین وابستگی به یک شرکت صنعتی لزوماً به معنای مالکیت مستقیم دولتی نیست و برای قضاوت درباره دولتی یا خصوصی بودن باشگاهها باید ساختار مالکیت و منبع واقعی تأمین بودجه آنها را جداگانه بررسی کرد.
با این حال، تمرکز نامهای صنعتی در بالای جدول فرصتی برای طرح بحثی قدیمی فراهم میکند: نسبت میان توان اقتصادی باشگاهها و عدالت رقابتی.
باشگاه خصوصی در فوتسال ایران فقط با حریف داخل زمین رقابت نمیکند؛ تأمین هزینههای فصل، حفظ بازیکنان، پرداخت دستمزدها و برنامهریزی برای سالهای آینده نیز بخشی از مسابقهای است که در جدول ردهبندی دیده نمیشود.
در چنین شرایطی، مدیر یا مالک باشگاه خصوصی باید منابع مالی قابل اتکایی فراهم کند؛ آن هم در ورزشی که ظرفیت درآمدزایی مستقل آن، از جمله در حوزه حق پخش، تبلیغات و فروش محصولات، با محدودیتهایی روبهرو است. در مقابل، باشگاهی که از حمایت یک مجموعه صنعتی بزرگ برخوردار است، ممکن است به پشتوانهای دسترسی داشته باشد که امکان برنامهریزی بلندمدتتری را فراهم کند؛ هرچند این مزیت نیز تضمینی برای موفقیت ورزشی نیست.
فشارهای اقتصادی ناشی از شرایط جنگی میتواند این مسیر را برای بخش خصوصی دشوارتر کند؛ چراکه تداوم سرمایهگذاری در ورزش، بهویژه در رشتههایی با ظرفیت محدود درآمدزایی مستقل، به ثبات اقتصادی و امکان برنامهریزی بلندمدت نیاز دارد.
با این همه، بخش خصوصی را نباید صرفاً با مشکلات مالی تعریف کرد. سرمایهگذار خصوصی با برنامهریزی حرفهای و تعهد بلندمدت میتواند زمینهساز نوآوری مدیریتی، جذب حامیان تجاری، ارتباط مؤثرتر با هواداران و توسعه درآمدهای مستقل باشگاه باشد. حضور چنین مجموعههایی برای آینده فوتسال ضروری است؛ همانطور که حمایت پایدار صنایع نیز میتواند به حفظ کیفیت مسابقات و پرورش بازیکنان کمک کند. مسئله، دولتی یا خصوصی بودن بهتنهایی نیست؛ مسئله این است که باشگاهها تا چه اندازه از فرصتهای پایدار و شرایط منصفانه برای رقابت برخوردارند.
تجربه سالهای گذشته فوتبال و فوتسال ایران نشان داده است که اتکای صرف به یک منبع مالی، حتی اگر در مقطعی قدرتمند باشد، لزوماً آینده باشگاه را تضمین نمیکند. تغییر سیاستهای حمایتی، تصمیم مدیران بالادستی و محدودیتهای بودجهای میتواند شرایط یک مجموعه را دگرگون کند. از سوی دیگر، باشگاه خصوصی نیز بدون مدل درآمدی پایدار، در معرض نوسانهای مالی قرار دارد.
بنابراین، هدف نباید کنار گذاشتن حمایت صنایع از فوتسال باشد؛ این حمایت در بسیاری از شهرها به تداوم فعالیت تیمها، اشتغال ورزشی و حفظ سرمایه انسانی کمک میکند. آنچه اهمیت دارد، فراهم کردن شرایطی است که باشگاهها در کنار حمایت مالک یا حامی اصلی، از مسیرهای درآمدی متنوعتری نیز بهرهمند شوند.
گسترش قراردادهای تجاری شفاف، حمایت از آکادمیها، توسعه برند باشگاهها، تقویت ارتباط با هواداران و ایجاد سازوکارهای پایدار درآمدزایی میتواند فاصله میان تیمهای برخوردار از پشتوانههای بزرگ و باشگاههای کمامکاناتتر را کاهش دهد.
در پایان هفته دهم، گهرزمین سیرجان صدرنشین است و پنج تیم صنعتی دیگر نیز در تعقیب آن قرار دارند؛ تصویری که از قدرت فنی و اقتصادی مجموعههای حاضر در بالای جدول حکایت میکند، اما نباید به معنای کماهمیت بودن نقش دیگر باشگاهها تعبیر شود.
فوتسال ایران برای پیشرفت، هم به سرمایهگذاری صنایع بزرگ نیاز دارد و هم به سرمایهگذاران خصوصیای که با انگیزه، ریسکپذیری و نگاه حرفهای وارد این رشته میشوند. تضعیف هر یک از این دو ظرفیت میتواند به زیان رقابتها تمام شود.
شاید مهمترین پرسش این روزهای لیگ برتر همین باشد: چگونه میتوان از توان مالی و مدیریتی صنایع بزرگ بهره برد و در همان حال، شرایطی ساخت که باشگاه خصوصی نیز فرصت واقعی برای رقابت، رشد و ماندگاری داشته باشد؟
جدول، جایگاه امروز تیمها را نشان میدهد؛ اما کیفیت ساختار اقتصادی لیگ است که تعیین میکند این رقابت در سالهای آینده تا چه اندازه زنده، پایدار و منصفانه باقی خواهد ماند.
انتهای پیام/
مطالب مرتبط
