
به گزارش ۲۰۲۰، بازرگانی دائمپناه مشهد پس از سه هفته، هنوز طعم امتیاز را نچشیده و سه شکست متوالی در کارنامهاش ثبت شده است؛ نتیجهای که طبیعتاً برای هواداران مشهدی قابل قبول نیست. اما آنچه در کنار این نتایج بیشتر از خود شکستها جلب توجه میکند، برخی صحبتهای فنی مدیرعامل پس از دیدار با پالایش نفت شازند است؛ اظهاراتی که این سؤال را به وجود میآورد که آیا در ساختار یک تیم لیگ برتری، مرز میان مدیریت و مسائل فنی آنقدر که باید روشن و حرفهای است یا نه؟ در چنین سطحی، هرکس باید مسئولیت جایگاه خودش را بپذیرد و تصمیمهای فنی نیز از مسیر مشخص خود عبور کند؛ وگرنه خیلی زود، نتیجه نگرفتنها از یک مشکل ورزشی به یک مسئله مدیریتی تبدیل میشود.
در این میان، نام قدرت بهادری بیش از گذشته در اطراف نیمکت مشهد به گوش میرسد؛ بازیکنی شناختهشده و باتجربه که در دو بازی نخست تیمش، به دلیل مصدومیت امکان حضور در زمین را نداشت، اما گفته میشود در جریان مسابقات و حتی در برخی تصمیمات مربوط به تعویضها و استراتژی بازی، حضور و اثرگذاری پررنگی دارد. اگر قرار باشد بازیکن باتجربه، عملاً بخشی از وظایف فنی کنار زمین را هم بر عهده بگیرد، این پرسش طبیعی مطرح میشود که آیا با یک سناریوی مربی ـ بازیکن روبهرو هستیم؟ شاید برای چنین تغییری هنوز زود باشد، اما اگر بهادری قرار است از کنار زمین بیشتر از داخل زمین اثرگذار باشد، بهتر است تکلیف این نقش هرچه زودتر روشن شود؛ چرا که نیمکت تیم لیگ برتری جای آزمون و خطای نقشها نیست.
البته هیچکس منکر تجربه و شناخت بهادری از فوتسال نیست؛ اتفاقاً همین تجربه میتواند در روزهای سخت به کار بازرگانی بیاید. اما تیمی که سه هفته و سه شکست را پشت سر گذاشته، بیش از هر چیز به نظم، تصمیمگیری روشن و یک فرماندهی مشخص احتیاج دارد. تغییر نقشها شاید در کوتاهمدت جذاب به نظر برسد، اما آنچه در نهایت پاسخ میدهد، نتیجه داخل زمین است. بازرگانی دائمپناه هنوز فرصت دارد، اما فرصت هم مثل امتیاز، بینهایت نیست و اگر قرار باشد شکستها یکی پس از دیگری تکرار شوند، دیگر نمیتوان همه چیز را به بدشانسی یا شروع بد فصل نسبت داد.
مشهد اما فقط یک تیم در لیگ برتر ندارد؛ مشهد بخشی از تاریخ فوتسال ایران است. به همین دلیل، دیدن نماینده این شهر در بالاترین سطح، برای جامعه فوتسال اتفاق خوشایندی است و هیچکس دوست ندارد این حضور با یک فصل تلخ و سقوط به پایان برسد. بازرگانی دائمپناه هنوز در ابتدای مسیر است و برای جبران زمان دارد، اما سه شکست متوالی باید یک زنگ هشدار جدی باشد؛ زنگی که اگر به موقع شنیده شود، شاید یک برد همه چیز را تغییر دهد. در غیر این صورت، روزهای سخت میتوانند از یک «شروع بد» به یک بحران واقعی تبدیل شوند؛ و آن وقت دیگر نه تغییر تاکتیک و نه حرفهای امیدوارکننده، بهتنهایی چاره کار نخواهد بود.
انتهای پیام /
مطالب مرتبط
