فریده شجاعی به عنوان قدیمی‌ترین مدیر فوتبال بانوان ایران، این روزها بیش از هر زمان دیگری زیر ذره‌بین منتقدان است؛ کسانی که معتقدند صرف سابقه طولانی برای مدیریت موفق کافی نیست و حلقه مفقوده مدیریت فعلی، پاسخگویی شفاف در برابر بحران‌ها و پذیرش مسئولیت است.
سکوت روی نیمکت مدیریت؛ تیم‌هایی ملی فوتبال و فوتسال بانوان تاوان می‌دهد

به گزارش۲٠۲٠، نام فریده شجاعی سال‌هاست که با فوتبال و فوتسال بانوان ایران گره خورده است؛ مدیری که از او به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین و با‌تجربه‌ترین چهره‌های حوزه ورزش بانوان یاد می‌شود و در بسیاری از سفرها و اردوهای تیم‌های ملی فوتبال و فوتسال بانوان حضور داشته است. اما پرسش مهم اینجاست؛ آیا صرفِ سابقه طولانی، برای موفق ارزیابی شدن یک مدیر کافی است؟

در سال‌های اخیر، فوتبال و فوتسال بانوان ایران اگرچه در برخی مقاطع موفقیت‌هایی را تجربه کرده، اما همزمان با چالش‌های مدیریتی متعددی نیز روبه‌رو بوده است؛ از ضعف در برنامه‌ریزی بلندمدت و ناهماهنگی‌های اجرایی گرفته تا گلایه‌های مکرر درباره امکانات، اردوها، پرداخت‌ها و نوع مدیریت بحران در مسابقات بین‌المللی.

منتقدان معتقدند یکی از مهم‌ترین ایرادهای مدیریتی در ساختار فوتبال بانوان، نبود «پاسخ‌گویی شفاف» در برابر افکار عمومی است. فریده شجاعی نیز به‌عنوان ارشدترین مقام حوزه بانوان فدراسیون فوتبال، بارها در معرض این انتقاد قرار گرفته که در بزنگاه‌های حساس، بیشتر ترجیح داده سکوت کند تا اینکه مسئولیت مستقیم اتفاقات را بپذیرد.

بسیاری از کارشناسان فوتبال بانوان بر این باورند که مدیریت در ورزش مدرن، فقط حضور در جلسات و سفرهای بین‌المللی نیست؛ بلکه هنر تصمیم‌گیری در بحران، دفاع از حقوق ورزشکاران و پذیرش مسئولیت در زمان ناکامی‌هاست. موضوعی که به اعتقاد برخی فعالان رسانه‌ای، حلقه مفقود شده مدیریت فوتبال بانوان ایران به شمار می‌رود.

در سال‌های گذشته، بارها شاهد اعتراض غیررسمی بازیکنان و مربیان نسبت به وضعیت لیگ بانوان، ضعف حمایت رسانه‌ای، کمبود اسپانسر، شرایط نامناسب برخی اردوها و نبود برنامه توسعه پایدار بوده‌ایم؛ مشکلاتی که هرچند ریشه‌های مختلفی دارند، اما بخشی از آن به ساختار مدیریتی فدراسیون بازمی‌گردد.

منتقدان همچنین می‌گویند مدیریت فوتبال بانوان ایران همچنان بیش از حد «روزمره» اداره می‌شود؛ به این معنا که به جای طراحی یک نقشه راه حرفه‌ای برای آینده، بیشتر انرژی صرف عبور از بحران‌های مقطعی می‌شود. نتیجه چنین رویکردی نیز چیزی جز تکرار مشکلات قدیمی نخواهد بود.

ماجرای برخی حواشی اخیر در رقابت‌های بین‌المللی نیز بار دیگر نگاه‌ها را به سمت مدیران فوتبال بانوان برد. اتفاقاتی که انتظار می‌رفت با توضیحی شفاف، مسئولیت‌پذیری و ارائه برنامه اصلاحی همراه شود، اما در عمل سکوت مدیریتی بر فضای رسانه‌ای غلبه کرد؛ سکوتی که نه‌تنها ابهامات را کاهش نداد، بلکه پرسش‌های تازه‌ای را نیز ایجاد کرد.

بی‌تردید فریده شجاعی در دوران حضور خود نقاط قوتی نیز داشته است؛ از حفظ حضور مستمر تیم‌های بانوان در میادین آسیایی تا تلاش برای تثبیت جایگاه فوتبال زنان در ساختار رسمی ورزش کشور. اما در فوتبال حرفه‌ای امروز، کارنامه مدیران فقط با سوابق گذشته قضاوت نمی‌شود؛ افکار عمومی از مدیران انتظار پاسخ‌گویی، شفافیت و شجاعت در پذیرش اشتباهات را دارد.

شاید اگر در برخی بحران‌ها، مدیران ارشد فوتبال بانوان با صراحت بیشتری با مردم و رسانه‌ها سخن می‌گفتند و حتی برای ترمیم اعتماد عمومی مسئولیت اتفاقات را می‌پذیرفتند، امروز فضای انتقادی پیرامون مدیریت فوتبال بانوان تا این اندازه گسترده نبود.

فوتبال و فوتسال بانوان ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیرانی است که علاوه بر تجربه، دارای نگاه حرفه‌ای، برنامه‌محور و آینده‌نگر باشند؛ مدیرانی که صندلی مدیریت را نه حاشیه امن، بلکه جایگاهی برای پاسخ‌گویی به مردم، ورزشکاران و افکار عمومی بدانند.

تاریخ ورزش ایران بدون تردید درباره مدیرانی که در لحظات حساس صرفاً نظاره‌گر بودند، قضاوت سختی خواهد داشت.

انتهای پیام /



مطالب مرتبط