
به گزارش پایگاه خبری ۲۰۲۰، قهرمانی تیم ملی فوتسال ایران در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۶ اندونزی، بار دیگر جایگاه ایران را بهعنوان یکی از قدرتهای اصلی فوتسال قاره تثبیت کرد. این موفقیت، حاصل برنامهریزی فنی، انسجام تاکتیکی و تلاش بازیکنان و کادرفنی بود و بدون تردید افتخاری ملی و ارزشمند برای ورزش کشور به شمار میرود.
اما در کنار این افتخار بزرگ، نحوه مدیریت رسانهای این رویداد نیز به یکی از موضوعات قابل بحث در فضای فوتسال تبدیل شده است؛ موضوعی که بیش از آنکه به نتایج درون زمین مربوط باشد، به سیاستگذاریهای بیرون از زمین و مدل حکمرانی رسانهای فدراسیون ارتباط دارد.
حذف خبرنگاران؛ انتخاب مدیریتی یا تغییر رویکرد؟
پیش از اعزام تیم ملی، موضوع همراهی چند خبرنگار تخصصی فوتسال مطرح شده بود؛ خبرنگارانی که سالها این رشته را بهصورت حرفهای پوشش دادهاند و در بزنگاههای مختلف، نقش مهمی در روایتسازی از موفقیتها و چالشها ایفا کردهاند. با این حال، در نهایت چنین اعزامی انجام نشد.
این تصمیم، از منظر مدیریتی قابل تحلیل است؛ چرا که در رویدادهای بینالمللی، مدلهای متفاوتی برای مدیریت رسانه وجود دارد. در بسیاری از کشورها، فدراسیونها تلاش میکنند میان «تمرکز تیم» و «حضور حرفهای رسانه» تعادل ایجاد کنند. در تورنمنتهای آسیایی و جهانی، تیمهای ملی اغلب با سازوکارهای مشخص رسانهای وارد مسابقات میشوند؛ از تعیین سخنگوی رسمی تا برگزاری نشستهای کنترلشده خبری. هدف در این مدلها، حذف رسانه نیست، بلکه مدیریت آن است.
در این چارچوب، پرسش اصلی این است که آیا سیاست جاری در فوتسال ایران مبتنی بر «مدیریت رسانه» است یا «کاهش حضور رسانه»؟ و این سیاست دقیقاً بر چه مبنای کارشناسی، حقوقی و مالی تعریف شده است؟
نقش دیدگاههای مدیریتی در تصمیمات
در فضای فوتسال، از احسان اصولی بهعنوان یکی از چهرههای تأثیرگذار در حوزه سیاستگذاری این رشته یاد میشود؛ فردی که در مقاطع مختلف مسئولیتهایی در فوتسال داشته و اکنون نیز در جایگاه مشاور فعالیت میکند.
برخی تحلیلگران معتقدند از دوره مدیریت او، نگاه محتاطانهتری نسبت به اعزام خبرنگاران شکل گرفته است؛ نگاهی که بر حفظ آرامش و تمرکز تیم تأکید دارد و معتقد است حضور محدود رسانه میتواند به کاهش حاشیهها کمک کند.
در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که در فوتبال حرفهای امروز، رسانه بخشی از ساختار رقابت است و حذف یا محدودسازی آن، نهتنها از ظرفیتهای ارتباطی میکاهد بلکه میتواند سرمایه اجتماعی یک قهرمانی را نیز کاهش دهد. از این منظر، رسانه تخصصی نه تهدید، بلکه ابزار تقویت برند ملی است.
این دو نگاه، در واقع بازتاب یک اختلافنظر مدیریتی است؛ اختلافی که نیازمند تبیین شفاف سیاست رسمی فدراسیون است تا جامعه رسانهای و افکار عمومی بتوانند منطق تصمیمات را درک کنند.
مسئولیت سیاستگذاری کلان با رئیس فدراسیون
در نهایت، سیاستهای کلان فدراسیون فوتبال زیر نظر رئیس آن تعیین میشود. در این چارچوب، رویکرد کلی مهدی تاج در قبال جایگاه رسانههای تخصصی فوتسال، موضوعی است که مورد توجه فعالان این حوزه قرار گرفته است.
اگر تصمیم به کاهش اعزام خبرنگاران مبتنی بر یک سیاست مصوب و مدون است، انتشار چارچوب آن میتواند بسیاری از ابهامها را برطرف کند. شفافیت در این زمینه، نهتنها از حاشیهها میکاهد بلکه نشاندهنده انسجام مدیریتی و پاسخگویی ساختاری خواهد بود.
مقایسهای که بحثبرانگیز شده است
در رویدادهایی مانند جام جهانی فوتبال 2022 شاهد همراهی گستردهتر رسانهها با تیم ملی فوتبال بودیم. طبیعی است که شرایط هر رویداد متفاوت باشد؛ اما همین تفاوت رویکرد، این پرسش را در ذهن فعالان فوتسال ایجاد کرده که آیا سیاست رسانهای واحدی برای همه رشتهها وجود دارد یا تصمیمات بر اساس شرایط و اولویتهای هر رشته اتخاذ میشود؟
فوتسال ایران طی سالهای اخیر افتخارات قابل توجهی کسب کرده و در سطح قارهای به یک برند تبدیل شده است. از منظر بینالمللی، بسیاری از فدراسیونها تلاش میکنند موفقیتهای خود را با پوشش رسانهای گستردهتر تقویت کنند تا سرمایه اجتماعی و حتی اقتصادی آن افزایش یابد.
اعزام مشاور و پرسش درباره اولویتها
همزمان با حذف اعزام خبرنگاران تخصصی، حضور برخی افراد در قالبهای اداری یا مشاورهای در کاروان اعزامی، این پرسش را برای بخشی از جامعه رسانهای ایجاد کرده است که اولویتبندی هزینهها بر چه مبنایی انجام شده است؟
نقد سیاست، نه اشخاص
این گزارش در چارچوب تحلیل سیاستگذاری رسانهای تنظیم شده و ناظر بر تصمیمات مدیریتی است، نه ارزیابی شخصیت حقیقی افراد. موفقیت فوتسال ایران یک دستاورد ملی است و مدیریت روایت این موفقیت نیز بخشی از همان فرآیند حرفهای به شمار میرود.
پرسش امروز جامعه فوتسال، پرسشی درباره «مدل مدیریت رسانه» است:
آیا رویکرد فعلی بیشترین بهره را از سرمایه قهرمانی میبرد؟ و آیا امکان بازنگری در این سیاستها برای ایجاد تعامل مؤثرتر با رسانههای تخصصی وجود دارد؟
پاسخ روشن، مستند و شفاف به این پرسشها میتواند به تقویت اعتماد، انسجام و حرفهایسازی هرچه بیشتر ساختار فوتسال کشور کمک کند؛ مسیری که در نهایت به سود خود فدراسیون، تیم ملی و اعتبار بینالمللی فوتسال ایران خواهد بود.
انتهای پیام/
مطالب مرتبط
